دکتر ح. م. صدیق به دعوت یونسکو برای شرکت در مراسم بین المللی «ترانههای شرق در آسیای میانه» که در شهر سمرقند تشکیل شده بود به اوزبکستان سفر کردند و در پژهشکدهی امیرعلیشیر نوایی سخنرانی نمودند. متن فارسی و انگلیسی سخنرانی استاد را که از هم متفاوت هستند و در دو پنل متفاوت اجرا شده، در زیر قرار میدهیم:
رشتههای پیوند فرهنگی و معنوی ملتها گسستناپذیر است زیرا که در اعماق قرون و اعصار و تکوین مدنیتهای تاریخ بشر ریشه دارد. در هر دوره از تاریخ و در هر منطقه از جهان، اگر دولتی و حکومتی توانسته است به این حبل متین چنگ بزند انسانها در آرامش و آسایش به ایجاد عناصر و ارزشهای معنوی و مادی دست زدهاند.
در تاریخ عرفان اسلامی، عارفان حقگوی فراوانی پیدا آمدهاند که تبلیغگران این رشتهها که منتج به وحدت دلها میشده، دست زدهاند. یکی از آنها شاعر عارف بزرگ ما مولانا جلال الدین محمد بلخی ثم الرّومی است که توانست از همهی توان و استعداد و نبوغ خود بهره جوید و انسانگرایی و هومانیسم را تبلیغ نماید و عاشقانه زیستن را به انسانها بیاموزد و عشق را بستاید.
یکی دیگر از این گونه نابغههای تاریخ فرهنگ بشری امیرکبیر علیشیر نوایی است که او نیز عشق را میستاید و میگوید:
ای نوایی! کؤنلومه امر ائتمه ترک عشق کیم،
اول سمنددور ایمس اوت فرقتی امکا آنگا.
و یا میگوید:
نوایی کؤنگلینی کؤپ مهر ایله آلدی اول آی آنداق،
کی آلغای مشتری قلّاشلار مالین مزاد ائیلب.
و یا:
ای نوایی! ایستهسنگ تینماق ایشینگ تینگریگه سال،
یوقسا مین سعی ائیلهبن سیندیم،کؤنگول سیندیرمادیم.
و در معارضهی عقل و عشق یک دفعه فریاد بر میدارد که:
تیلبهلیکدن عقل ساری ایستهمیش زاهد مینی،
ای نوایی! مونجا نادان بیلمس ایدیم آنی مین.
در جایی که از خلقت کاینات سخن میگوید، تأکید میکند که هدف از آفرینش و خلقت انسان، عرفان بوده است و از این روست که انسان باید به سلوک در مراتب انسانگرایی بپردازد و با عشق و صفا جهان را سرشار کند:
فنا دشتینده سیری بولغاج تمام،
حق آندین سونگ ایتکای عطا اول مقام.
کی بیر جذب ایله آشنا بولغای اول،
مقیم حریم صفا بولغای اول.