ترانههای بومی آذربایجان / دکتر صدیق
سخنرانی دکتر ح. م. صدیق در مراسم “موسیقی و ترانههای آذربایجانی”
رشتههای پیوند فرهنگی و معنوی ملتها گسستناپذیر است زیرا که در اعماق قرون و اعصار و تکوین مدنیتهای تاریخ بشر ریشه دارد. در هر دوره از تاریخ و در هر منطقه از جهان، اگر دولتی و حکومتی توانسته است به این حبل متین چنگ بزند انسانها در آرامش و آسایش به ایجاد عناصر و ارزشهای معنوی و مادی دست زدهاند.
ترانهها و سخنان منظوم مردمی، همگی در این مقوله میگنجند که در کشور عزیز ما ایران، در میان اقوام ایرانی به گویشهای مختلف در درازنای قرون و اعصار سینه به سینه و نسل اندر نسل انتقال یافته است. ترانههای بومی ترکی آذری بخشی از این مجموعه است.
ترانههای بومی تركی آذری كه بهطور عموم«قوشما»Qoshma بر آنها اطلاق میشود، مانند ترانههای عامیانهی دیگر، ساده، ملهم از طبیعت ملموس، عاری از تكلف و تصنع، و در قالبهای موزون هجابی ریتمیك سروده شده و سینه به سینه و نسل به نسل به یادگار، به ما رسیده است.
بهطور كلی قوشماها یا سخنان مؤزون و آهنگین ترکی، به بخشها و انواع: بایاتی (دوبیتیهای حزنآور)، ماهنی (اشعار نشاطانگیز)، لایلا (لالایی)، اوخشاما یا آغی (مرثیه)، دوزگو یا قوشماجا (اشعار تكراری)، سایا (سرودهای مقدس) و گونههای متفرق و پراكندهی دیگر تقسیم میشوند.
كوتاهترین قوشماهای جفت، چهارهجایی و بلندترین آنها شانزده هجاییاند. و قوشماهای فرد هم میان ۳ تا ۱۵ هجایی قرارگرفتهاند.
و در میان این اوزان، وزن هفت هجایی رایجتر و شناختهتر و معروفتر از دیگر اوزان است. تا جایی كه در بسیاری موارد، اوزان رایج به این وزن تعدیل میشوند.
لطیفترین ترانههای بومی، بایاتیها، لایلاها، ترانههای ایام مخصوص سال، تاپماجاها، ترانههای كودكان، كلمات قصار و ضربالمثلها و غیره بیشتر در این وزن گنجانده شدهاند. سایاها در همین وزن هستند. این سرودها عموماً در سینههای سایاچیها محفوظ است. سایاچیها كه بلااستثنا در دهات و میان كوهنشینان میزیند، در اواخر زمستان و آغاز بهار به مدخل اوبهها و درب خانهها میروند و در حالیكه شكلكی به اسم«تكم»Təkəm را میگردانند و دو چوب در دست به همزنان نوعی رقص میكنند و میگردند، سرودهای سایا را میخوانند و آرد، گندم، پنیر، بره، پول و جز آن جمع میكنند.
سایاچی در این مراسم، اول از همه مردم را ندا درمیدهد و از آمدن خود به میان آنها آگاهشان میكند:
«درود بر شما، سروران من!
سروران برتر از هم
سایاچی در رسید، ببینید!
درودش را پاسخ گویید. »
و بعد، آغاز به بازگوكردن سرودهای سایا میكند:
«سایایی كه خوب است، كه جایگاهش سنگتختهها و كوهستانهاست و حرفهای زیبایش خفتگان را بیدار میكند و آرامش میبخشد. »
در سرتاسر این سرودها، به چشماندازها و صحنههای جالب و جانداری از زندگی خانهبهدوشی مردم برمیخوریم، مردمی كه زندگیشان به وجود حیوانات اهلی بسته بود. در این میان حیوانات، بهخصوص گوسفند و بز جای والایی دارند. در سایاها، خانههای بیگوسفند به رودخانههای خشكیده تشبیه میشوند و به چوپان توصیه میگردد كه:
«گوسفند را از خود مرنجاند، اورا در شورهزارها سرگردان نكند و خوب و شایسته بچراند تا عروسان سپیدبازو گردهم آیند و آنها را بدوشند، كرههای سرشار بگیرند، اعضای خانواده را شاد كنند، مردم اوبه و ده را خوشحال سازند، با روغنش پلو، با پشمش تشك، با دنبهاش آش، با شیرش پنیر، ماست، با شاخش دستهی چاقو، باپوستش پوستین و جهیز برای دختران و غیره درست كنند.»
علاوه بر سرودهای سایا، در برخی دیگر از آثار فرهنگ عامهی آذری، به جا پای آئین شمنگرایی کهن برمیخوریم. برخی از مراسم محلی كه در ایام بخصوصی اجرا میشود، بازماندهی این دوران است.
نظیر بشارت بهار:
– در آغاز بهار در دهات، شخصی خود را بهطرز خاصی با برگ و شاخههای گیاهان میآراید و به در خانهها میرود و این شعر را میخواند:
« از زمستان درآمدیم، وارد بهار میشویم،
بدهید، بدهید،
به ابرها پیرهن بخریم. »
در فولكلور ترکی آذری، در بخش ترانههای بومی؛ دستهای از سخنان منظوم موجود است كه روی اصل تداعی معانی ابداع میشوند و گردآورندگان به آنها نام«دوزگو» Düzgüیا قوشماجا یعنی «تكراری» دادهاند و هر آذربایجانی آنها را از كودكی به خاطر میسپارد كه اغلب با مصراع «اوشودومها اوشودوم» آغاز میشود.
در نظر اول- چنانكه برخی از گردآوران انگاشتهاند*- این دوزگوها از انواع بسیار متأخر متلهایی هستند كه برای سرگرمی بچهها و تقویت حافظهی آنان ساخته میشوند. اما، اندك توجه به چند خط از این دوزگو، باب تحقیقات را به راه دیگری باز میكند:
« ائر كج قازاندا قاینار،
قنبر یانیندا اوینار.»
یعنی: «بز توی دیگ میجوشد، قنبر در اطرافش میرقصد. »
گاهی هم شباهتهای عجیبی با سایاها دارند و بعضی وقتها به نظر میرسد كه اینها نیز فقط خطهای پراكندهای از سرودهای سایا هستند. و در هر حال، این امكان را به ما میدهد معتقد باشیم كه در این شعرها نیز نشانههایی از گذشتهی خانهبهدوشی مردم وجود دارد.
«سایا» از مصدر«سایماق» Saymap است به معنای شمردن و به حساب آوردن، ستودن و احترام كردن، و درست معنای«سرود ستایش» را میدهد.
به هر جهت، این بخش از فولكلور آذربایجان- كه در اصطلاح مردم به«سایاچیسؤزلری» یعنی سرودهای سایاچی معروف است- عین و همانند و بازماندهی سرودهای مقدسی است كه مردم عهد آئین شامانگرایی در ستایش یاوران مقدس بزرگ حیاتشان یعنی حیوانات اهلی، خورشید، كوه، زمین، آب، باران، ستارگان، گیاهان و مانند آن سرودهاند.
vətən diıi news öz səhifələrində Azərbaycan və dünyadan bu günün xəbərləri və şərhlərini təqdim edir