قوتادغو بیلیک / م. کریمی
قاراخانیان دو اثر بزرگ را به دنیای بشریت هدیه کرده اند؛ یکی قوتادغو بیلیک از یوسف خاص حاجب است و دیگری دیوان لغات الترک از محمود کاشغری. قوتادغو بیلیک کتابی است حکمتآمیز و سرشار از علم و معرفت در باب کشورداری، سیاستنامه، نمایشی از آرمانشهر، فلسفه، علم و در نهایت رمانی آموزشی است که همچنان ارزشمند و گرانسنگ است. این کتاب برای خاقانها نگاشته شده و بیلیکهایی (علومی) را ارائه می دهد که شامل رموز دانش، فلسفه، اخلاق و قوانین اجتماعی است. این دو کتاب هزار سال پیش نگاشته شدهاند که گنجینه ای زوال ناپذیر از ترکان به دنیای بشریت به شمار می آید.
آنچه در قوتادغو بیلیک آمده است علاوه بر اخلاق، حکمت، فلسفه، از علوم ریاضی و نجوم نیز بحث به میان آمده است. بالاساغونلو در این کتاب، بخشی را به علم نجوم اختصاص داده و باب هفتم آن مربوط به کره زمین، منظومه ی شمسی و ستارگان است. هفت ستاره در هفت فلک آسمانی و دوازده برج در پیرامون زمین میچرخند که همگی با اسامی ترکی خود معرفی می شوند. در اینجا، در داخل داستان نه تنها علم نجوم به خوانندگان درس داده میشود بلکه روند حرکت منظومه ها با حرکت قهرمانان داستان همگون نشان داده میشود. در اینجا نام قهرمانان نیز دارای معانی خاصی است؛ اودقورموش یا “بیدار گشته” چون از خواب بیدار میشود روند صحیح را نشان میدهد و تا شب که تاریکی همه جا را فرا میگیرد. اگر اودقورموش به خواب میرود ولی فلک در کار خویش است و جریان زندگی ادامه دارد. تمامی سیارگان و ستارگان نه خواب میشناسند و نه ایستادن برایشان مفهومی دارد. آنان از شرق به غرب رهسپارند و روزها و شبها در راهند تا ماهها و فصلها برسند و سالها در گذرند. شاعر و نویسنده یک به یک ستارگان را معرفی میکند، زهره و ماه، سهیل و عطارد، ماه و خورشید ، منظومه شمسی و راه شیری، همه و همه شناخته میشوند. از هلال تا بدر شدن ماه، خسوف و کسوف، باد وباران مورد بحث قرار میگیرد، زلزله و سیل، رعد و برق، پستی و بلندیهای زمین، روشنائی و تاریکی، علل پدیدههای طبیعی، آب و هوا، از حوادث طبیعی و چگونگی حوادث سخن میراند. البته از حرکت کواکب و استفادهی رمالها و فالگیرها سخن راندن را فراموش نمیکند. او در اینجا چون دانشمندی آگاه عمل میکند و اطلاعات علمی بسیاری را در اختیار خوانندگانش قرار میدهد.
او در علم ریاضیات نیز اطلاعات عمیقی دارد و به خوانندگانش تقدیم میکند. او از جمع و تفریق، ضرب و تقسیم آغاز کرده تا جذر و توان، از جبر و مقابله تا دیگر بحثهای ریاضی سخن میراند، آنگاه از فلزاتی مانند طلا و مس، نقره و آهن، از تبدیل عناصر به همدیگر و ترکیب آنها، از رنگها، جانوران و حیوانات، چهارپایان، خزندگان و درندگان، پرندگان و چرندگان، از حیواناتی که در زمین و زیرزمین، در هوا و در آب زندگی می کنند اطلاعاتی جذاب و جالب در اختیار خواننده میگذارد.
بالاساغونلو حتی از سلامتی و بیماریها میگوید، از کودکی تا پیری، از مزاج انسانها، طبایع مختلف، طبیعت گرم و سرد، از خون و رگها، از اعصاب و دیگر اطلاعات پزشکی روز سخن میراند و نشان میدهد که دارای تحصیلاتی عمیق از طبیعت و ماوراءطبیعت است. آنگاه به عالم معنوی پا مینهد و از عقل و خرد، شعور و درک، احساس و عاطفه سخن میراند و با مثالهای ساده و زیبا در آموزش فلسفه، تلاشی ستودنی را آغاز میکند. او حتی اینکه چگونه میتوان عقل و خرد را پاکیزه کرد و فهم و ادراک را توسعه داد با دیدی علمی و فلسفی بیان میکند و کتاب خود را با اندیشههای بزرگان عالم از چین تا مصر زینت میدهد. او با نقل گفتههای این بزرگان، مردم را با اندیشهها و خودِ این بزرگان آشنا میسازد و به نقل و گاهی نقد گفتههای آنان دست مییازد. او به دنیای دین هم وارد میشود و در جهت پیوند دین و فلسفه تلاش میکند. او از اندیشه های شرق و غرب، از چین تا ایران و روم و مصر سخن میراند.
او شناختی درخور از کشورهای مختلف دارد، از بالاساغون تا خراسان، از روم و یونان، تا شام و مصر سخنهای گفتنی دارد. از فرهنگ و زبان ملتها میگوید. از شعر و داستانها، از هنرهای ادبی، فرهنگ عوام و خواص، و هزاران موضوع دیگر سخن رانده و اثر خود را همچون شاهکاری بیمانند تقدیم بشریت میکند.
بخش اعظم کتاب به امور کشورداری و سیاست مربوط میشود و اصول دولتمردی را مورد بحث قرار میدهد. او از قوانین مورد نیاز جامعه، از سلسله مراتب اجتماعی، از اصناف مختلف، از رئیس و مرئوس، حاکم و محکوم، مراتب دولتی در داخل نظام حکومتی، از طبقات و اقشار مردم و فرهنگ طبقات سخن میگوید. قوانینی را که خاقانها صادر میکنند او مینویسد. تلاش دارد قوانینی بنویسد که فلاسفهی چین و مصر و یونان نوشتهاند و مطابقت لازم را با دین نیز دارند. او سعی میکند قوانین را تبیین کند که مغایرتی با فلسفه و خرد انسانی ندارد و با طبیعت انسانها سازگارتر است. او، بیلیک یا همان یاسا و قانون را برای اجرای عدالت لازم میداند. ائلیک نیز حاکمی است که با بیلیکهای صحیح خود عدالت را در آرمانشهر خود پیاده می کند و در آن، هر کس به تبع لیاقت و دانائی خود در جایگاه واقعی خود ایستاده است و روابط بر اساس عدالت و نظم الهیگونهای برقرار شده است. او به رابطه بین عدالت و حقانیت میپردازد؛ آنچنان اندیشهها و افکار فلاسفه را به چالش میکشد تا دیگر ضعفی در عدالت نباشد. رابطه بین حاکم و مردمان کشور، حاکم و اقشار مختلف جامعه، حتی حاکم و سلسله مراتب درون حکومت موضوعاتی هستند که بخش اعظم کتاب را به خود اختصاص داده است. اوضاع زمان، موضعگیری حاکم و دولتمردان در زمان صلح و جنگ، قحطی و رفاه و . . . مورد بحث قرار گرفته اند. در اینجا علاوه بر عملکرد خاقان، رفتار وزیران، مشاوران و دیگر دولتمردان هم مورد مداقه قرار گرفته و خصوصیات هر یک شناسانده میشود و نویسنده، مانند فیلسوف و اندیشمندی توانا در این باب ها سخن میراند. تردیدی نیست که کتاب قوتادغو بیلیک شناسنامهای ارزشمند از فرهنگ و تمدن ترکان را بروز میدهد و بعد از هزار سال همچنان ارزشمند و مفید میباشد. این اندیشهها چندین سدههای زودتر از اروپا مطرح شده است. [۱].
قوت به معنی سعادت و نیروی درونی است که از زبان اویغوری باقی ماندهاست و تا امروز هم به قوت خود باقیست. در اصطلاح “بایرامیز قوتلو اولسون!” هنوز هم مبارک بوده معنی میدهد و قوتلو و قوتادلو و قوتادغو همان معنی سعادت و مفید بودن را میدهد. اسامی قهرمانان کتاب مانند اودقورموش، یعنی بیدار شده، اؤیدولموش یعنی حمد و ستایش شده که همان محمد نام حضرت پیغمبر نیز هست. لذا این کتاب پیوندی ناگسستنی با اسلام و فرهنگ غنی ترکان باستان دارد. در هر صفحهی آن میتوان نقل قولهایی از پیامبر بزرگوار اسلام و آیات قرآن را مشاهده کرد. قوتادغو بیلیک ترجمه قرآن است به زبان ترکی.
قوتادغو بیلیک بررسی دنیای اسلام است و تصوف. در این کتاب میتوان دنیای اسلام و تصوف را به وضوح تمام دید. تک تک چهرهها، مسلمانانی هستند که رفتارهای اسلامی دارند. اودقورموش چهره شاخصی از قهرمانان این کتاب است که هرچند یک زاهد بودائی نمایانده میشود اما انتقاداتی که از او میشود انتقادات یک مسلمان فقیه است. اؤیدولموش وزیر اعظم خاقان، این زاهد را به رفتارهای اسلامی فرا می خواند بیآنکه نامی از اسلام بیاورد. او در نهایت سمبلی از صوفیهای اسلامی میگردد و تصوف را نمایندگی میکند. کشمکشهای بین اؤیدولموش و اودقورموش بیشباهت به چالشهای اهل تصوف در قرن چهارم و پنجم هجری در دنیای اسلام نیست. بنابراین میتوان قوتادغو بیلیک را یک اثر متصوفانه دانست.
قوتادغو بیلیک کتاب دنیای اندیشه و هنر است. بالاساغونلو در جای جای کتاب مینویسد: خردمند باشید، علم بیاموزید، انسان باشید و خود را بالاتر بکشید. . . واژگان بکار رفته در این کتاب و تاکید نویسنده بر این واژگان مانند خرد، عقل، راه، روشنائی، فتوت، فرهنگ، روح، دانش، و غیره پر بیراه نیست. او بسیاری از این واژهها را دقیقا بجا و با تاکید خاص به کار بردهاست. خواستههای والائی هم از این تکرار و تاکید دارد. او خوانندهاش را به تفکر و اندیشیدن در این عرصهها فرا میخواند. او با آوردن ضربالمثلها، حکایات کوچک، اصطلاحات و نقل قولهایی از بزرگان فلسفه و ادیبان ملل مختلف سعی دارد یافتههای خردمندانهی خود را به خوانندگانش منتقل سازد و راه سعادت انسانها را هموار سازد. او انسانها را صرفا برای خوردن و نوشیدن، لذت بردن نمیداند، بلکه لذت و خوشی اورا در احساسات نجیبانهای چون عشق ورزیدن، اندیشیدن و بالارفتن از فضای حیوانی به آسمان انسانیت می داند. لذت او را در یاری به انسانها، کمک به تعالی بشریت، پدید آوردن اندیشههای پاک، اجرای عدالت در میان مردمان، ادارهی کشور با عدالت و برابری بین مردم، دوستی و صمیمیت ملتها میداند. او برای جا انداختن چنین اندیشههای والائی، از گفتههای بزرگان عرصه ی ادب و هنر، فلسفه و حکمت و ضربالمثلهای پیشینیان کمک میگیرد. اصطلاحاتی که در این باب بر زبان میآورد شامل صدها ضربالمثل و اصطلاح است که مجموعهی این ابیات، گنجینهای زوالناپذیر از ادبیات ترکی به دنیای بشریت است.
قوتادغو بیلیک پیامی یکدست به بشریت دارد. این کتاب، کتابی کامل، یکدست و اساسی است. کتابی است که بر پایهی علم و خردمندی استوار شده است. هزار سال پیش برای سعادت هر دو دنیای انسان و تمامی مردم و بطور صحیحتر بشریت نوشته شده است. کتابی است مقدس و نجیب. این کتاب را به آرمانشهری تشبیه کردهاند که در خیابانهای تمیز و پر تلالوی آن، کوچههای آرامش و امنیت، خانههای سعادت و خوشبختی موجود است و مردمی خوشبخت در این خانهها اسکان دارند. کوچههای آن بر اساس خرد و اندیشه، قانون و اخلاق، هنر و ادب برپا شدهاند.
هزار سال پیش، خاص حاجب برای سعادت امروز ما تلاش کرده و از داشتهها و یافتههای علمی – عقلی خود یادگاری برای ما نهادهاست که پیام آور سعادت و پیروزی است. خداشناسی، زندگی شرافتمندانه، علوم عقلی ارزشمند و کارساز، اخلاق صمیمی و پاک، رفتارهای نجیبانه، عشق ورزیدن، دوست داشتن، رفتارهای متقابل انسانی بین مردم، نفی ستم و ظلم، دوری از کینه و نفرت، اجتناب از دروغ و دو روئی، تلاش برای اتحاد و یگانگی کلِ بشریت، ارج نهادن به عفت و پاکی، صمیمیت و صداقت، پیوند میانِ همه انسانها؛ همه و همه پیامهای انساندوستانه و سعادت خواهانهی خاص حاجب برای بشریت است. قوتادغو بیلیک کتابی مقدس و گنجینهای ارزشمند از فرهنگ و تمدن بشریت است.
قوتادغو بیلیک کتابی مانده در بین ترکان نیست، بلکه کتابی است که برای همهی انسانها پیام آور است و برای کل بشریت ارزش آفرین است. این کتاب را ادبالملوک، سیاستنامه، انیسالممالک، زینتالامرا، شاهنامه و پندنامه و غیره نامیدهاند. در ترجمه و تفسیر این کتاب به زبان آلمانی آنرا با اسامی : Lehrgesprache, Weisheitslehre, Kenntnis, Staatstherie, Furstenspiegel. Rechsphilosophie و اتوپیا نامیده اند.
این کتاب را پیش از هرچیزی باید کتاب پند و اندرز نامید. آموزش حکمت و اندرز تاریخی کم و بیش ۳۰۰۰ ساله دارد. قوانینی از زمان مصریان، سومریان، اکدیان مانند قوانین حمورابی در ۲۸۲ ماده از دوران پیش از میلاد باقی ماندهاست که برتر و ارزشمندتر از آنها را میتوان در قوتادغو بیلیک یافت. تردیدی نیست که بالاساغونلو در نگارش این کتاب به این قوانین نظر داشته است. او، از قوانین نوشته شده توسط اندیشوران چینی مانند لائو تسه در ۶۰۰ سال پیش از میلاد، از بزرگان فلسفهی چین و هند تا بزرگان دین بودا، مانی، زردشت، بحث میکند. او به اندیشمندان ایران همچون زردشت توجه لازم را دارد. پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک را تبلیغ میکند. از اوستا سخن میراند، از پیامبرانی چون ایوب و ابراهیم سخن میراند، از افلاطون، ارسطو و سقراط می گوید و در نهایت از ضربالمثلهای ترکی مثالهایی را میآورد. میدانیم پرداختن به اینگونه اندیشهها در قوتادغو بیلیک مجالی بیشتر میطلبد. خاص حاجب به همهی این موضوعات با ظرافت خاصی توجه کرده است.
قوتادغو بیلیک سیاستنامه هم هست. خاص حاجب در این باب هم به گفتهها و نوشتههای اندیشمندانی از چین تا مصر پرداختهاست و آنگاه رو به مردم خود کرده و آموزههای زیبائی را بویژه به ائلیک – حاکم ترکان میآموزد. کشورداری موضوعی است که در کتابهای فراوانی بویژه بعد از رنسانس میتوان یافت. اما خاص حاجب سدهها پیشتر از این اندیشمندان اروپائی اندیشههائی را فراپیش نهاده و قوانین زیبائی را نگاشته است. میتوان اندیشههای اورا در این باب نه تنها با افکار این بزرگان، بلکه با اندیشههای معاصران نیز به تطبیق و بررسی نشست.
اما سخن آخر، آرمانشهری که خاص حاجب در قوتادغو بیلیک بنا مینهد به مدینهی فاضلهی اسلام نیز نظری عمیق دارد. او از مدینهی فاضله تا اتوپیای افلاطون نظر انداخته و آرمانشهری بنا نهاده است که سدههای بعدی نظامی گنجوی، این شاعر و اندیشمند بزرگ آذربایجان در اقبالنامهاش توجه خاصی به قوتادغو بیلیک داشته است. اندیشههای مطرح شده در این باب در قوتادغو بیلیک را میتوان با نوشتههای نویسندگانی چون : مارجوس تولیدیس(۱۰۶ – ۴۳ ق.م.)، سر توماس مور(۱۵۳۵ – ۱۴۷۸م)، فرانچو رابلاس(۱۵۵۳ – ۱۴۹۵)، جان والنتین(۱۶۵۴ – ۱۵۸۶)، توماسو جان پانلا(۱۶۳۷ – ۱۵۶۸)، سر فرانسیس باکونین(۱۶۲۶ – ۱۵۶۱)، جمز هارنیگتون(۱۶۷۷ – ۱۶۱۱)، گابریل دو فویگنی(۱۶۹۲ – ۱۶۳۰)، برناندو ماندویل(۱۷۳۳ – ۱۶۷۰)، دانیل دوفو(۱۷۳۱ – ۱۶۶۰)، جاناتان سویفت(۱۷۴۵ – ۱۶۶۷)، جان گوتفیلد شتابل(۱۷۵۲ – ۱۶۹۲)، لودویک هولبرگ(۱۷۵۴ – ۱۶۸۴)، برینگتون(م ۱۷۵۳)، ساموئل جانسون(۱۷۸۴ – ۱۷۰۹)، اوئیس سباستین مرسیر(۱۸۱۴ – ۱۷۴۰)، نیکلاس برتون(۱۸۰۶ – ۱۷۳۴)، جان یاکوب ویلهلم هینس(۱۷۴۶-۱۸۰۳ )، فردریش ایوپولد فون استرلبرگ(۱۸۱۹ – ۱۷۵۰)، ساموئی بوتلر(۱۹۰۲ – ۱۸۳۵)، ویلیام موریس(۱۸۹۶ – ۱۸۳۴)، هربرت جرج ویل(۱۹۴۶ – ۱۸۶۶)، تئودور هرتسل(۱۹۰۴ – ۱۸۶۰)، جرج برنارد شاو(۱۹۵۰ – ۱۸۵۶)، کارل چابک(۱۹۴۵ – ۱۸۸۷)، هرمان هسن(۱۹۶۲ – ۱۸۷۷)، فرنتس ورفل(۱۹۴۵ – ۱۸۹۰)، ارنست یونکر(۱۹۴۹ – ۱۸۹۵)و جورج اورل(۱۹۵۰ – ۱۹۰۳) در آثار خود به این مسائل توجه کردهاند و بدان پرداختهاند. نظریات یوسف خاص حاجب جای خاصی در میان این آثار دارد.
اما بیش از هر چیزی، باید قوتادغو بیلیک را نخستین رمان جهان دانست!
[۱]ر.ک. م.کریمی، تاریخ ادبیات آذربایجان، ج ۲، ص ۳۲۴
vətən diıi news öz səhifələrində Azərbaycan və dünyadan bu günün xəbərləri və şərhlərini təqdim edir