رادیو تلویزیون‌های دولتی در تبریز، ارومیه، اردبیل و زنجان در برخی برنامه‌های ترکی آذربایجانی‌شان غلط حرف می‌زنند. بخشی از این مسئله ممکن است به سیاست‌گذاری‌های غیرمسئولانه مربوط باشد، لیکن بخش دیگری از مشکل زاییده‌ی کم‌آشنایی شماری از مترجمان و گویندگان با زبان مادری است. گواه این امر دو چیز است. نخست اینکه در این تله‌رادیوها گهگاه برنامه‌هایی با زبان درست و با نگارش عالمانه تولید و پخش می‌شود. دوم اینکه در برخی از برنامه‌ها، به ویژه خبر، کوشش برای رسیدن به یک زبان معیار متکی بر دستورزبان ترکی و استفاده از ذخیره‌ی واژگانی ملاحظه می‌شود. اما به سبب رویکرد ناسنجیده برخی مترجمان و گویندگان، این امر یا به تولید تعبیرات غریب و جملات نادرست منتهی می‌شود و یا متن ترکی را تبدیل به گرته‌ای از فارسی می‌کند که خبر از آن ترجمه می‌شود. خبر ترکی مراکز یاد شده معمولا به جای اتکا به ساختار دستوری و بلاغی زبان مادری، گونه‌ای مضحک تحت تسلط زبان مبدأ است. زیرا دست‌اندرکاران خبر بی‌آنکه مجبور باشند، شاید به سبب جایگاه برتر زبان مقصد، ناخواسته به شکل‌گیری زبان‌گونه‌ی نارسایی یاری می‌رسانند. زبانگونه‌ی فقیر و آشفته‌ای که نه می‌تواند بستر تفکر شود، و نه توان ارتباطی قوی متناسب با نیازهای دنیای مدرن دارد. برای مثال، با این زبان‌گونه کسی قادر به بیان صفحه‌ای اندیشه‌ی فلسفی، مفهوم علمی و نقد زیباشناختی نخواهد بود. این امر به فقر زبان برنمی‌گردد. چرا که زبان ترکی آذربایجانی به شاخه‌ی غربی گروه زبان‌های ترکی تعلق دارد، و یکی از هم‌خانواده‌های آن، یعنی زبان ترکی استانبولی، با سیاست‌های درست چندان غنا دارد که از رقیب دیرینه‌ی خود دهه‌ها جلوتر افتاده است.

نوشتن به چنین زبانگونه‌‌ی آشفته‌‌ای در اغلب برنامه‌ها رواج دارد، اما به دلیل آنکه برنامه‌های خبری بیشتر بر متن ترجمه‌ای متکی هستند، و هر ترجمه‌ای ماهیتا استعداد آن را دارد که مترجم را گرفتار سیطره‌ی هر زبان مبدأیی کند، بیشتر موضوع دغدغه‌ی ماست. به علاوه، برخلاف برنامه‌هایی که لحن و ماهیت شفاهی دارند، خبر ماهیت مکتوب دارد، در نتیجه لزوم ابتنای کامل آن بر دستور زبان تردیدناپذیر است. البته برخی برنامه‌های شفاهی، از جمله مصاحبه با مسئولان، افتضاحی بیش نیست، اما رفع و رجوع همین افتضاح محتاج راه‌حل دیگری است. زیرا همین کسان که در خانه و چایخانه به زبانی درست‌تر حرف می‌زنند، وقتی پشت میکرون و پیش دوربین می‌نشینند، بلهوسانه به تولید زبان یأجوج‌مأجوج مبادرت می‌کنند. زبانی عجیب و نکره که اغلب تنها فعل‌هایش ترکی است.

می‌دانیم سیاست‌های کلان برنامه‌سازی و اتهام‌های غیررسمی محافل تمامت‌خواه دایره‌ی مانور درست‌نویسی و استفاده از دریای غنی واژگان ترکی را تنگتر کرده است. اما به گمان ما با اندکی تلاش، مطالعه و تمرین با همین کلمات و جملاتی که در خبر بکار می‌رود، فعلا می‌توان متنی درست نوشت. از سر ادای دین به موج عظیم عنایت به زبان مادری، چنین اقدام متواضعانه‌ای کمترین چشم‌داشت است از مترجمان و گویندگان مراکز دولتی.

قسمت۲

.۱ به رغم آنکه از عمادالدین نسیمی تا بولوت قره‌چورلو زبان ترکی در ایران دارای گونه‌ای مکتوب بوده، در یکصد سال گذشته خطر آن وجود داشت که به یک گویش شفاهی تبدیل شود. دلیل این امر بسته بودن راه زبان ترکی (گویش‌های آذربایجانی، ترکمنی، قشقایی، خلجی و…) به مراکز تحصیل بود. به دلایل مختلف، زبان تا حدودی از مهلکه نجات یافت و با تلاش کسان بسیاری زبان و رسم الخط معیار قوام گرفت.

۲. مشکل اساسی این است که این زبان هنوز از مراکز آموزشی و پژوهشی محروم است. از این رو اینک شرط هر کوشش علمی و آفرینش ادبی و هنری، کمک به قوام و گسترش زبان معیار در غیاب هرگونه تیمار و عنایت رسمی است. اینک هر فعالیتی، از جمع‌آوری فرهنگ شفاهی تا لهجه‌نگاری و دیالوگ‌نویسی اگر در خدمت زبان معیار قرار نگیرد، راهی به قهقرا است، و کنشی به سود نظم موجود. اگر زبان ترکی نیز مثل عربی از طرف نهادها و فرهنگستان‌های مختلف پاسبانی می‌شد، خوفی از تجاوز لهجه‌ها به ساحت مکتوب نبود. می‌دانیم جایی که زبان مکتوب سامان و سیطره دارد، استثنا و یا خروج از زیر بار سنگین قاعده‌ها نوعی نوآوری است. یعنی آنچه شعر در شرایط نورمال انجام می‌دهد. اما آنجا که همه‌ی قاعده‌های دستوری به هم ریخته‌اند، احیای منزلت قاعده‌ها و اقتدار قوائد است که باید انقلاب زبانی به شمار آید. سیاست درست در زبان ترکی، اصلاح زبان شفاهی بر طبق زبان معیار است.

۳. به تعبیری «زبان به معنی “زبان معیار” یا زبان رسمی دولت و رسانه‌هاست و “لهجه” گونه‌ای بی‌پیرایه‌تر است که از منطقه‌ای به منطقه‌ی دیگر تفاوت می‌کند.» این تفاوت تنها در شیوه‌ی تلفظ واژه‌ها نیست، بلکه ویژگی‌های بلاغی، معانی لغوی و بارهای عاطفی متفاوت برخی کلمات را نیز شامل می‌شود. البته میزان این تفاوت از لهجه‌ای به لهجه‌ی دیگر فرق می‌کند. مثلن لهجه‌های دومنطقه‌ی مراغه و مغان با هم تفاوت مشهود دارند. همین تفاوت را می‌توان بین لهجه‌ی قره‌داغ و زنجان دید. اما لهجه‌‌های سراب و خیاو تقریبن یکسان‌اند.
به گفته‌ی تاکر چایلدز در موارد بسیاری «لهجه‌ها زنجیره‌ای تشکیل می‌دهند به نام “پیوستار لهجه”. در این پیوستار دولهجه‌ی کنار هم یا نزدیک به هم چندان تفاوتی با یکدیگر ندارند اما لهجه‌های واقع در دو سر پیوستار متقابلا نامفهوم‌اند.» به علاوه بعضی از لهجه‌ها به زبان معیار نزدیک و برخی دیگر دورترند. مثلن لهجه‌ی تبریز با زبان معیار فاصله‌ی بیشتری دارد تا خیاو. خیاوی‌ها، سرابی‌ها، آستارایی‌ها، مغانی‌ها و حتی میانه‌ای‌ها تقریبن مطابق زبان معیار سخن می‌گویند؛ زبانی که اینک هم در نشریات و کتاب‌های آذربایجان جنوبی کاربرد دارد و هم در شبکه‌های مجازی داخلی و رسانه‌های خارجی .

۴. برای انتخاب اینکه زبان فیلم‌ها به کدام لهجه باید متکی باشد نمی‌توان از تجربه‌ی عربی و فارسی کمک گرفت. در زبان عربی لهجه‌های مصری، باختری (الجزایر و مراکش)، لوانتی و خلیجی یا عراقی با هم تفاوت زیاد دارند و به دلیل رقابتی که میان این حوزه‌های سیاسی وجود دارد، تکثر لهجه‌ها در فیلم‌ها و سریال‌ها ناگزیر است. در این میان همچنانکه گسترش سهمگین انگلیسی آمریکایی تاحدودی مرهون فانوس خیال هالیوود است، لهجه‌ی مصری نیز دست بالای خود را مدیون انبوه فیلم‌ها و سریال‌های مصری است. نکته‌ی مهم در تفاوت فاحش این لهجه‌ها با گویش معیار عربی است. همان گویشی که زبان دولت‌ها و رسانه‌های عربی از جبل‌علی در شرق تا جبل الطارق در غرب است. در زبان فارسی نیز دیالوگ فیلم‌ها مبتنی است بر فارسی به لهجه‌ی تهرانی. فارغ از وجه سیاسی این امر که حامل نوعی مرکزگرایی تک‌صدایی است، نوشتار و گفتار فارسی تفاوت عمیق و غیرلازمی باهم دارند. به سبب همین تفاوت لهجه‌ها و گویش معیار در عربی و فارسی، این تجارب برای ما راهگشا نیست. چرا که در بیشتر شاخه‌های زبان ترکی ساختار دستوری نوشتار و گفتار و تلفظ کلمات چندان فرقی با هم ندارند. تفاوت‌ها تا حدودی شبیه آن چیزی است که در تجوید عربی می‌بینیم. در ترکی استانبولی تفاوت در منطقه‌ی دریای سیاه بیشتر است، اما زمانی یک کاراکتر اهل آن منطقه با لهجه‌ی محلی در فیلم‌ها ظاهر می‌شود که عمدی درکار باشد، بی‌آنکه جایگاهی فروتر از لهجه‌ی استانبول به آن اختصاص یابد. حال آنکه در برخی زبان‌ها تأکید بر لهجه‌ها اغلب برای بازنمایی موقعیت طبقات فروتر و یا حاشیه‌ای جامعه به کار می‌رود.

۵. همسانی گفتار و نوشتار نعمتی است که باید پاس‌اش داشت. لیکن به دلیل غلط‌گویی چندین دهه‌ای رادیوتلویزیون‌های محلی، ژارگونی پدید آمده که هم موجب اغتشاش عمیق ساختار نوشتاری شده وهم گفتاری. با رعایت دستور زبان می‌توان گویش شفاهی را با انعطاف‌هایی بر زبان معیار مبتنی کرد.
___________
:white_check_mark: این یادداشت مقدمه‌ای است بر سلسله‌ گفتارهایی برای اصلاح زبان ترکی در صدا و سیما.