تاريخ تحولات زبان تركي آذربایجانی

تاريخ تحولات زبان تركي آذربایجانی – 1
منبع : دکتر م. کریمی، تاریخ تحولات زبان ترکی آذربایجانی، زنجان، انتشارات زنگان ، 1376
نوشته شده توسط : دکتر م. کریمی
زبان تركي به خاطر يك سري علل تاريخي، دورههاي گوناگوني را پشت سر نهاده و از پس قرنها در گسترهي جغرافيايي وسيعي پراكنده شده است. عليرغم وجود اسناد فراوان، امكان دستيابي به بررسي همه جانبه به تاريخ تحولات زبان مادريمان فراهم نبوده است.
با توجه به شرايط تاريخي، عوامل متعددي در طول تاريخ باعث گشتهاند زبان تركي عليرغم گسترش و وسعت جغرافيايي، به عنوان زبان كتبي و دولتي مطرح نشده و از اين لحاظ گسترش مطلوبي نيابد. با وجود گذران دورههاي پر تحرك و بالنده در مسير تكامل و توسعه نتوانسته است به امكانات بررسي و تدقيق جدي و عملي دست يابد. به ويژه دربارهي تحولات اساسي آن در ادوار تاريخي كهن هيچ سند محكمي ارائه نشده است.
هر چند كه نظريات و تئوري هاي صحيح و غلطي در اين زمينه ارائه شده ولي قانع كننده نبوده است. در طول تاريخ، تمايلات اقوام و ملل ترك براي اتحاد و يگانگي كه متكي به اصول خاصي بوده است خواه ناخواه زبان تركي را نيز گسترش داده، اما باز به دلايل علمي ثابت شدهاي، شيوههاي گفتاري، لهجههاي مختلف پديد آمده و تا جايي كه اين لهجهها در نهايت به تعدد زبان منتهي گشته، پيش رفته است. لذا با در نظر گرفتن اين روند كه تحولات زبان اقوام و ملل از تاريخ پر فراز و نشيب سياسي اجتماعي، فرهنگي و... منتزع نيست تاريخ زبان تركي نيز بدون توجه به تحولات درون اين ملّتها قابل بررسي نخواهد بود.
عليرغم كمبود اسناد و مدارك و منابع و مأخذ در زمينهي تاريخ تحولات زبان تركي آذربایجاني با توجه به مسائل عديدهي قرن حاضر، اشتياق در جهت كسب اطلاعات علمي و وسيع در ميان مردم ايران به ويژه جوانان و دانشجويان، ما را بر آن ميدارد كه هنگام برخورد با چنين موضوعي دقيقتر و متكي به خود باشيم.
سلسلهي مقالات « مقدمهاي بر تاريخ تحولات زبان تركي آذربایجاني[2]» با استقبال بيشائبهي مردم روبرو شد و ما را بر آن داشت كه چنن وظيفهي سنگيني را نيز به گردن گرفته و تا حصول نتيجه پيش ببريم. اما با توجه به طيف گستردهي خوانندگان و اينكه خوانندگان ما در اين زمينه اطلاعات عميقتري با توجه به عدم دسترسي به منابع و مأخذ ندارند اصل را بر سادگي و سهولت فهم گرفته ايم و معتقديم كه با توجه به سادگي بيش از حد مطالب متد جديدي به كار گرفته شده و خواهد توانست به بسياري از سؤالاتي كه دهههاست در ذهن هموطنان ما بيجواب مانده است پاسخ قانع كننده دهد، به شرطي كه خواننده، ما را در نيمهي راه تنها نگذارد. و با توجه به وسعت موضوعات مطرح شده، اين سلسله مقالات طولاني خواهد بود انتظار اين است كه با مشاركت صاحب نظران، مطالب با متدهاي علمي جديد تطابق داشته باشد.
بيشتر زبانشناسان جهان، زبان تركي و شيوههاي گوناگون گفتاري آنرا جزو زبان هاي آلتايي ميشمارند و پس از بررسي هاي طولاني زبان هاي تركي، مغولي، منچوري، تانگوز وفين اوقور را از يك خانواده بحساب ميآورند. ضمناً اين گروه زبان ها، در يك خانوادهي بزرگتر و گستردهتر تحت عنوان زبان هاي اورال آلتايي قرار ميگيرند.
اين گروه زبانها، پيوندي عميق و محكم با يكديگر دارند و بررسي تاريخچهي يك زبان از اين خانواده بدون اشاره به ديگران ميسر نخواهد بود و آنچه در اين زمينه بايد بدان اشاره كرد اينكه زبان تركي يا به عبارت صحيحتر زبان هاي تركي عليرغم تاريخ طولاني و گسترهي زماني 5000 ساله در كنار گسترهي جغرافيايي بي نظيرش ازشرق آسيا تا قلب اروپا و آفريقا، اصالت گرامري خود را همچنان حفظ كرده است و به عنوان محافظه كارترين واصيلترين زبان شناخته شده است.
وقتي به اهميت اين امر پي ميبريم كه تاريخ سراسر برخورد و اختلاط اقوام و ملل ترك را با اقوام و ملل مختلف با درجه تمدن هاي گوناگون از نظر بگذرانيم. تركان در داخل حكومت هاي متعددي وارد شده وخود امپراتوري هاي بزرگي تشكيل دادهاند كه در درون چارچوب حكومتي خويش زبان هاي بيگانه و غير تركي نيز وجود داشته است. و جاي شگفت و شايد سرافرازي باشد كه تركان نه تنها با زبان ديگر اقوام مخالفتي نكردهاند، بلكه كمر همت به آفرينش ادبياتي غني بدان زبانها نيز بستهاند، با اينحال زبان مادري خويش را نيز با اصالت خود حفظ كرده و در جهت تكامل و غناي آن كوشيدهاند و در همين راه واژگان بسياري به ديگر زبانها وام داده و واژگاني نيز به عاريت گرفتهاند و همين جاست كه در بررسي هاي تاريخي زبان تركي بايستي به اختلاط و امتزاج زبان تركي با زبان هاي هندي، عربي و فارسي و تأثير متقابل آنها نيز پرداخت. اتحاديههاي سياسي تركان كه دورهاي طولاني و پربار چندين هزار ساله را در بر ميگيرد شايد نصيب ديگر ملل جهان نگشته است. بيترديد در حيات حكومتي با فرهنگ ها و مدنيت هاي متفاوتي روبرو شده و در تماس بوده است و از اين حيث همواره شيوههاي تركي از گونهاي اصالت و برابري برخوردار بوده، با آنكه دست و دل بازانه به دادن واژگان خودي اقدام كرده و حتي از گرامر خويش بدانها ياد داده، اما اصالت بنيادين خود را در برخورد با مدنيت هاي ريشهدار نيز حفظ كرده است و به اصول گرامري ثابت خويش وفادارانه صادق مانده است. با ين مختصر رو به تحقيقات انديشمنداني ميكنيم كه ادعا كردهاند يكساني و يگانگي گرامري در همهي شيوههاي گفتاري زبان هاي تركي در طول هزارهها همچنان ثابت و استوار در پيش چشمان جهانيان مجسم است. دليل اين اصالت به انديشهي زبانشناسان به اصول بنيادين زبان تركي يا به گفتهي پرفسور «جعفر اوغلو»، «تاريخ دروني زبان» تركي برميگردد و تداوم آنرا ميتوان در تاريخ بروني اين زبان جستجو كرد كه در فصل هاي آتي بدان خواهيم پرداخت[3].
ادامه دارد
2) متذكر ميگردد اين بخش از كتاب به صورت بیست و چهار مقالهي پي در پي در ويژه نامهي نشريهي اميد زنجان، تحت عنوان « ياشيل خيال » در سال 1376 در زنجان چاپ شد.
[2] رضا کسگین، تاریخ تحولات زبان ترکی آذری، امید زنجان (سلسله مقالاتی بود که توسط راقم این سطور منتشر می شد و قرار بود به صورت کتاب هایی مستقل چاپ گردد).
1) جعفر اوغلو، احمد. تورك ديلي تاريخي، استانبول، 1989.
تاریخ تحولات زبان ترکی - 2
بررسي تاريخ طولاني زبان و فرهنگ تركي كه در بين اصول علمي مربوط به توركولوژي جاي ارزندهاي را به خود اختصاص داده است كاري دشوار و خاص به شمار ميآيد چراكه هنوز مواد چنين تحقيقي به حد رضايت بخش گردآوري نشده است و به گفتهي آلبرت سورل در اوايل قرن حاضر، هنوز نقاط گرهاي در تاريخ و جغرافي باز نشده است و هنوز قطب ها در جغرافي و تركان در تاريخ به حد كافي و علمي شناخته نشدهاند و هنوز اطلاعات جامعتر در بارهي تركان را از خلال آثار همسايگان تركان كه از ارائهي محترمانهي مواد تاريخي در اين زمينه مضايقه نكردهاند به دست آورد. در هر صورت هر چند كه از ميان خود تركان انديشمندان و زبانشناسان بزرگي ظهور كردهاند و كساني چون محمود كاشغري در هزار سال پيش از اين به گردآوري فرهنگ و بررسي زبانهاي تركي، آن هم به روشي كه امروزه نيز علمي به شمار ميآيد پرداخته است اما هنوز تلاش و تحقيق انديشمندان اروپايي داراي ارزشاند و بايستي به زحمات بيشائبهي آنان احترام نهاد.
نخستين كسي كه در اين زمينه دست به پژوهش زد دانشمند سوئيسي فیلیپ فون استرالنبرگ (philip vo strahlenber) بود.[1] او يكي از افسران ارتش سوئيس بود كه در سال 1709م در جنگ پولتاوا به دست ارتش روسيه اسير شد. در دوران اسارت به سيبري منتقل شد و در اين مدت به خاطر كشيدن نقشههايي، نظر پطركبير را به خود جلب نمود پطركبير او را به عنوان دستيار نزديك فرد آلماني كه جهت كشيدن نقشههاي نظامي آورده بود، فرستاد. وي مدت 13 سال در سيبري ماند و سپس به كشور خويش برگشت او در مدت اقامت خود در روسيه به بررسي زبان هاي تركي پرداخته بود كه حاصل اين تلاش را در سال 1730 در استكهلم به چاپ رساند. اودر اين كتاب به مقايسهي زبان هاي مختلف پرداخته و از آنجمله به زبان هاي تركي اهميت خاصي داده است و كتيبههاي اورخون را به طور برجستهاي مورد ارزيابي قرارداده است.
در بررسي تاريخ تركان، استرالن برگ را بهعنوان مؤسس مكتب اورال آلتايي ميشناسند.[2] استرالن برگ در اين اثر، تركان اسكان يافته بين ولگا و سيبري را تحت عنوان تاتارستان بزرگ و كوچك به دو گروه جغرافيايي تقسيم كرده و زبان آنان را زبانهاي «تاتاري» ناميده است. وي در اثر خود در جدولي كه به زبانهاي قالموق و تاتار اختصاص داده به واژگان مغولي و تونگوزي پرداخته است. اين جدول، واژگان مختلفي را مرتب كرده و به نحوهي اداي واژگان در لهجههاي مختلف پرداخته و در نهايت آنها را به شش گروه تقسيم كرده است و اقوام تحت عنوان تاتار نيز به شش گروه به شرح زير تقسيم شدهاند:
1 فين اوقور : مجار، فين، ووقول، چرميس، پرمياك، ووتياك، اوستياك
2 تورك تاتار : تاتار، ياكوت، چوواش
3 سامويد
4 مغول منچو: قالموق، منچو، تانگوت
5 تونگوز: تونگوس، قاماسين، آرين، كورياك، كوريل
6 خلقهاي بين درياي خزر و درياي سياه
اين اثر در زمان خود دقت نظر محققان را به سوي خود جلب كرد. وي در اثري ديگر، فرهنگنامهاي به زبانهاي قالموق، مغول به زبان آلماني ترتيب داده است.
در اثر استرالن برگ اقوام اصيل تركي مورد بحث عبارتنداز: چوواش، تاتار، باشقورد، قاراقالپاق، بارابا، و خان تورك ها.
خدمت استرالن برگ به فرهنگ تركي به همين جا ختم نشده است بلكه او توانسته است به همراه دكتر مسير شمدت اثر « شجرهي تراكمه » اثر ابوالقاضي بهادر را به عالم علم معرفي كند. اين اثر گرانقدر تركي نخستين بار در اوايل قرن 18 در توبوسك به زبان روسي و آلماني ترجمه شده و وارد اروپا شد.
هر چند كه تئوري زبان هاي اورال آلتايي استرالن برگ ابتدايي بوده تا اوايل قرن 19 معتبر شمرده ميشد. در اواخر اين دوره، تئوري تحول و تكامل زبان را كه لايب نيتز در سال 1713 مطرح كرده بود گرفته و آن را در بررسي زبان هاي تورك تاتار و فين اوقور به كار گرفتند و اصول زبانشناسي تطبيقي را تدوين كردند و بدين ترتيب به بررسي و تقديم نظريههاي استرالن برگ رسيدند.
بنابه نظريهي لايب نيتز، تعيين خويشاوندي و منشاء زبانها صرفاً از طريق مقايسه قابل تبيين است. اين دانشمند و فيلسوف با ارائهي اين تز، زبان شناسي را بنياني ديگر نهاد و آنرا به جلو سوق داد و همو بود كه حتي ملكه كاترين را به بررسي زبانها تشويق نمود و درسايهي همين تلاشها بود كه فرهنگ واژگان به وجود آمد. اين فرهنگ بر پايهي تلاش فيلسوف بر اساس متد جديد وي مرتب شده وبا تلاش «پالاس» به وجود آمده است. باز هم فرهنگ لغات، توانمندي لازم را دراين بررسي ندارد در اين تئوري، نقطه ي مهم و اصيل بررسي ها را به طور كلي روابط و مناسبات اقوام با يكديگر در تعيين نزديكي زبان مورد استفاده تشكيل ميداد براي نيل به اين هدف، ضرورت گردآوري و تدوين فرهنگ لغات زبانهاي اورال آلتايي به عنوان نخستين مرحلهي اين تلاش مقبول نظر دانشمندان قرار گرفت و درسال 1770م دانشمند مجار (J.sajnovics) دراثر خود قرابت بين دو زبان لاپ و مجار رامطرح كرد به دنبال او فرهنگ لغاتي كه استرالن برگ براي زبان هاي فين اوقور ترتيب داده بود با تلاش پيگيرانهي Gyarmathi دانشمند مجار در سدهي 18 شكل تثبيت شدهاي يافت در دههي 80 قرن 19 زبان هاي فين اوقور اهميت ويژهاي كسب كرد و مؤسسهي علمي فين اوقور شكل گرفت و همين مؤسسه به نشر مجله و نشريه دست يازيد كه خدمات و نظريات ارزشمندي دراين عرصه ارائه گرديد.
حدود100 سال پس از استرالن برگ R. Rask دانشمند بزرگ دانماركي به لهجهها و شيوههاي زبان تركي پرداخت. او نظريهي استرالن برگ در بارهي قرابت بين زبانهاي اورال آلتايي رااز نو زنده كرد. او علاوه برزبان تركي،بسياري از زبانها را جزو خانوادهي واحدي شمرد و همهي آنها را تحت عنوان «زبانهاي اسكيت» مطرح ساخت. او در اين طرح خود، علاوه بر زبان هايي كه استرالن برگ در اين مجموعه گرد آورده بود زبان هاي گرونلاند، آفريقاي شمالي، آسيا، اروپا و قفقاز را نيز وارد ساخته بود. او حتي زبان هاي اسپانيا وكاليا را پيش از آمدن زبان هاي هند و اروپايي به اين مناطق، جزو زبان هاي اسكيت شمرده است. به اين ترتيب در داخل گروه زبانهاي اسكيت، فقط زبانهاي ترك و فين، تونگوز و فين نيستند بلكه زبان هاي قديم آسيا و زبان هاي يافثي اسپانيا و زبان برخي ملل اروپايي نيز جزو آن شمرده ميشود.به نظر راسك قرابت و نزديكي زباني بين اين اقوام كه جدا از همند و گاه حتي دشمن هم بشمار ميآيند به ويژه در زمينهي گنجينهي واژگان وجود دارد. شايد نظريهي راسك بر پايهي پيوند پاياني واژگان بوجود آمده است. البته نظريهي راسك توسط W.von Humboldt پذيرفته شده و او نيز بسياري از زبانها را جز خانواده زبانهاي اسكيت شمرده است.
2) همان .
1) حاجيف، توفيق. آذربايجان ادبي ديلي تاريخي، باكي،
vətən diıi news öz səhifələrində Azərbaycan və dünyadan bu günün xəbərləri və şərhlərini təqdim edir