دورنانیوز – سرویس تاریخی و فرهنگی : شهر خوی یکی از شهرهای استان آذربایجان است. شهر خوی را به علت استقرار در محلی پست “خوی چوخورو” نیز می نامند. شهرستان خوی در دشتى وسیع واقع شده و از شمال به شهرستان ماکو و از جنوب به شهرستان سلماس و از خاور به شهرستان مرند و از باختر با کشور ترکیه همسایه و هم مرز می‌باشد. خوی که امروزه مهمترین شهر استان آذربایجان غربى بعد از اورمیه مى‏باشد از اهمیت نظامی و تجاری ویژه‌ای برخوردار بوده و دارای آثار تاریخی متعددی است. خوى در قرن سیزدهم به علت زیبایی شهر و وجود باغات سبز و روح‏افزا و کثرت مناظر دلبربا و چمنها به لقب دارالصفا و بعد از آن به دارالمؤمنین مشهور بوده است. شهر خوی از قدیمترین و یکی از اولین شهرهای ترکی شده آذربایجان است و بدین سبب در متون تاریخی سلجوقی بنام ترکستان ایران نامیده شده است. “حمدالله مستوفی” در نزهت القلوب در باره خوی میگوید: “مردمش سفید چهره و ختای نژاد و خوب صورتند و بدین سبب خوی را ترکستان ایران خوانند”. این شهر از زمان قدیم مورد توجه بوده است. پیش از اسلام شعبه‌ای از بزرگراه معروف ابریشم که شهرهای آباد و پرنعمت ترکستان و چین در شرق را به غرب و به اروپا متصل می‌نمود، از این شهر آذربایجانی می گذشته است. در صدر اسلام نیز راهی که بلاد جزیره العرب را به مرکز آذربایجان و ماورای خزر وصل می‌کرد، از خوی می‌گذشت.

خوی علاوه بر آذربایجان در تاریخ ترکیه، جهان تورک و مذهب ترکی علوی قزلباشی نیز از اهمیت استثنائی برخوردار است. بسیاری از جریانات فکری و فرهنگی تاریخی که مهر خود را در شکل گیری هویت ملی خلق ترک در ترکیه زده اند بلاواسطه با نام شهر خوی پیوسته اند. این شهر پایگاه ارتشهای ترکی برای تهاجم به بیزانس و فتح آسیای صغیر توسط ترکان بوده است. “آلب ارسلان” در سال ١٠٧١ خوی را مرکز تجمع سپاهیان ترک برای حمله به بیزانس-روم (ترکیه امروزی) قرار داده بود. “آبدال موسا” موسس طریقت بکتاشی و “اخی ائوره¬ن” بانی جریان اخوت در آسیای صغیر هر دو از شهر خوی برخاسته اند. “پیر سولطان آبدال” شاعر و قهرمان خلقی-ملی ترکیه اصلا، و “جهانشاه قاراقویونلو” شاه زندیق -شاعر علوی قرن ١۵ نیز به روایتی اهل خوی است. مزار “شمس تبریز” بنا به روایتی در خوی (و بنا بر روایات دیگری در شهر قونیه ترکیه) قرار دارد. زمره “جاولاقلار” از قزلباشان بلاواسطه با خوی در ارتباط است. جاولاقیلیک از نخستین تشکیلات قلندریه بوده و در قرن ١٣ در خوی ایجاد شده است. در تاریخ لکسیوگرافی ترکی آذربایجانی، اولین لغت منظوم بدین زبان بنام تحفه حسام توسط “حسام خویی” نگاشته شده است.

ریشه شناسی:

کسانی که دنبال ریشه شناسی نام خوی با استفاده زبانهای هند و ایرانی بوده اند ادعا می کنند که معنی واژه‌ “خوی” و ریشه‌ این نام روشن نیست. این بسیار طبیعی است، زیرا ریشه شناسی این نام و وجه تسمیه آن می باید بر اساس زبانها اورال-آلتائیک و در راس آنها ترکی و در ارتباط با زبانهای التصاقی باستانی مطرح در منطقه و در راس آنها زبان پروتورک سومری انجام پذیرد. بر این اساس، نام شهر خوی، کلمه ای ترکی است. در زیر به برخی از نظریه های گوناگونی که در ریشه شناسی این نام ترکی مطرح شده اند اشاره می گردد

١-کلمه “خوی” فرم باستانی کلمه “قویQuy, Qoy ” در ترکی قدیم است که مفهوم “چوخور” (سرزمین پست) را می رساند. در دیوان لغات ترک، “قوی” به معنی دره، بستر و بخش مسطح دره، وادی بزرگ و گود بین دو کوه و ته آمده است. همریشه با کلمات “قویتوQuytu ” و “قویاقQoyaq “.

-قویاق Qoyak: به معنی وادی بزرگ و گود بین دو کوه، گودی طبیعی ایجاد شده بین کوهها و صخره ها، گودی طویلی که در دشتها توسط برکه های آب ایجاد می شود است.

-قویتوQuytu : رد کلمه باستانی ترکی “خوی-قوی” را در واژه “قویتو Qoytu – Quytu” که مرکب از کلمه “قوی” به علاوه پسوند “-تو” می باشد نیز می توان مشاهده نمود. در لغتنامه ائتیمولوژیک ترکی در مقابل کلمه قویتو Kuytu گفته می شود: “چوخور یئر çukur yer، گونه ش آلمایان یئر، کؤلگه (ترجمه: جای پست، محلی که آفتاب نمی گیرد، سایه). کلمه کویتوKuytu در ترکی عثمانی و ترکی مدرن ترکیه به معنی جای خلوت، محلی دور از چشم، محافظه شده از باد، است. ظاهرا این کلمه با واژه “قویتو” مغولی به معنی پشت، عقب، شمال و واژه “کوزKüz ” ترکی به معنی محلی که آفتاب نمی گیرد در ارتباط است. پسوند –تی، -تو، پسوند اسم ساز از اسم بوده و در ترکی آناتولیائی قدیم به شکل –دو موجود است (ائلتیElti ، قویتو Koytu، تورتوTortu ، اکتی Ekti، پیرتیPırtı ، پینتیPinti ). این پسوند تصغیر و تخفیف در ترکیب با واژگان تقلیدی که به –یر، -ور، -یل، -ول و … ختم می شوند بسیار فعال است: فیسیلتی، زونقولتو، فیشیرتی، اینیلتی (ترکی آناتولیائی قدیم).

٢-نام شهر خوی از کلمه “خویXuy “، “قویQuy ” که در ترکی باستان بسیار رایج بوده و به معنی نقطه و مکان تجرید شده می باشد گرفته شده است. کلاوسن در لغتنامه ریشه شناسی ترکی پیش از قرن ١٣ میلادی، این کلمه ترکی را مشتق از واژه چینی Kuei که در آغاز به معنی اقامتگاه زنان، بخش خصوصی یک مسکن بوده دانسته است. وی کلمه “کویتوKuytu ” به معنی جای خلوت و محافظه شده از باد در ترکی عثمانی و ترکی مدرن ترکیه را نیز مشتق از این کلمه می شمارد. کلمه “خوی-قوی” امروز نیز در بسیاری از زبانهای ترکی شمال شرقی به شکل “کویKuy ” و به معنی غار و در ترکی خاقاسی به شکل “خویXuy ” بکار می رود. در ترکی خاقانی، “کوی” به معنی انتهای یک دره است (کاشغری): “تاغیغ آتیپ اوغراسا، اؤزو کویی ییرتیلورTağığ Atıp Uğrasa Özü Kuyi Yırtılur” (هنگامی که به کوهی تیر بیاندازد، مرکز و دره هایش پاره می شوند).

٣-در ترکی باستان دو کلمه به شکل “قویQoy ” به معنی محل پائین آوردن و گذاشتن (هر چیز) و “قویو Qoyu” به معنی پائین گزارده شده، واقع شده در پائین وجود دارد. ظاهرا این کلمات از ریشه مصدر “قویماق Qoymaq” به معنی گذاشتن، پائین گذاشتن، پائین آوردن می باشند. کلمه “قویوQoyu ” را در ترکیب “اوزو قویولوÜzü Qoyulu ” به معنی شخص دراز کشیده رو به پائین (بر روی شکم) نیز می توان مشاهده کرد. زبانشناسان این کلمات را همریشه با “قویونQoyun ” به معنی آغوش، “قودغورماقQodğurmaq ” به معنی به پائین چیزی رفتن و “قویروقQuyruq ” به معنی دم، بن (مرتبط با قودورغا Kudurğa مغولی، کفل اسب) دانسته اند.

۴-در زبان ترکی کلمه مشابه دیگری به شکل “قویوQuyu ” و به معنی چاه، گودی عمیق کنده در خاک وجود دارد. این کلمه اصلا از مصدر “قوذماق-قویماق” به معنی آبی که بیرون می ریزد است. فرمهای گوناگون آن در زبانهای تورکی: قویی، قوذوق، قوذوغ، قویوق، قویوغ، قودوق، قوداغ،…. همریشه با “Kut ” مجاری به معنی چاه، قوددوغ Qudduğ ، قودوق Qudug، خودوقXuduq ، خوداقXudaq در زبانهای مختلف مغولی به معنی چاه و گودال آب، و قوتوغور Qotuğur به معنی گودی و گودال (احتمالا نام منطقه سرحدی “قوتور” در شهرستان خوی مرتبط با این کلمه است).

۵- در کتاب “سیمای خوی” (صدرایی خویی) کلمه خوی مأخوذ از کلمه “قویون ـ قوی” ترکی به معنی میش و گوسفند دانسته شده است.

۶-محمدامین ریاحی نویسنده‌ی کتاب تاریخ خوی بر این باور است که شاید واژه‌ی خوی با جزء آخر نام شهر “اولخو” که دو هزار و ‌١٠٠ سال پیش در همین جا قرار داشته است بی‌ارتباط نباشد. نامهای مکانهائی چون “اولخو” و “حویه‌وه” در سال‌نوشته‌های آشوری، نیز “حویله” در کتاب مقدس که محل آنها ظاهرا مطابقت تقریبی با شهر و منطقه خوی دارد، محتاج ریشه یابی های دقیق از سوی لغتشناسان و زباندانان بی طرف می باشند. گرچه واژه “حویه وه” (حوی+ه وه) فوق می تواند مرتبط با “خوی اووا” (وادی پست)، واژه “حویله” مرتبط با “قویلو” (دشت پائین) و واژه “اولخو” نیز مرتبط با “اؤل خوی” (وادی مرطوب) شمرده شوند.

٧-ادعا شده است که “در زبان سومری که از سوی برخی از صاحبنظران زبانی پروتوتورک محسوب می شود واژه ای مشابه “خوی” وجود دارد که به معنی سرزمین و دشت کم ارتفاع و پست است. اقوام سومری از آسیای میانه (ترکستان) با گذر از سرزمین آذربایجان به منطقه بین النهرین رفته اند و در طول این مهاجرت، سالها در آذربایجان رحل اقامت افکنده اند و گروههائی از آنها نیز برای همیشه در آذربایجان ماندگار شده‌اند. با توجه به این واقعیت که منطقه تمدن خیز “آراتتا” ذکر شده در کتیبه های سومری عموما با منطقه خوی و کلا غرب آذربایجان و شرق آناتولی منطبق می شود، احتمال اینکه نام “خوی” یک کلمه سومری به معنی سرزمین و دشت کم ارتفاع و پست باشد زیاد است”. با اینهمه در لغتنامه های سومری بررسی شده از سوی اینجانب، به همچو کلمه ای برخورد نشد.

نامهای مشابه:

١-نامهای روستاهائی مانند “قویجوق”، “قویجوق خان”، “قویجاق” و … و نامهائی چون “قویلار دره سی” مرتبط با ریشه “قوی” به معنی بستر دره می باشند (-جوق و –جاق پسوندهای تصغیراند).

٢-در آذربایجان و ترکستان با دو نام دیگر ظاهرا مرتبط به اسم خوی برخورد می شود: “خییوو”، نام قدمی شهر “پیشگین” (مشکین شهر) و دیگری “خیوه”، شهری در ترکستان ـ ازبکستان.

٣-در جمهوری آذربایجان شهری بنام قوبا Qubaوجود دارد. اگر نام این شهر مرتبط با “خوی” نبوده باشد (در شکل قوی+اوبا) احتمالا مشتق از کلمه ترکی قوبا به معنی خاکستری رنگ پریده، زرد رنگ پریده است. فرمهای گوناگون این کلمه در زبانهای ترکی چنین است: قوبا (قاراخانی)، قو Ko (ساری اویغور)، قووا Quwa (تاتار)، قیو Qıw (تاتار)، قی Qі (قیرقیز، آلتائی)، قوو Quw (قزاق، نوقای، قوموق، قاراقالپاق، ازبک)، خیXi (خاقاسی)، خوواXuva (تووا-توفالار)، قوQu (آلتائی). این کلمه به زبان مغولی نیز وارد شده است. قووا Quwa (مانچو)، هوپو Hu-p`o (چینی).

وجه تسمیه:

در وجه تسمیه خوی که از قرن ششم میلادی و به همین شکل فعلی در سفرنامه‌ها بمیان آمده، می بایست به دو مساله کلیدی یعنی نامگذاری مردمی “خوی چوخورو” و شرایط طبیعی آن بویژه محصور شدن آن توسط کوههای پیرامونی توجه نمود:

١- خوی کلمه ای ترکی به معنی وادی پست است. این با صفتی که مردم برای نامیدن این منطقه به کار می برند همخوانی کامل دارد. خویی ها شهر خود را “خوی چوخوروXoy çuxuru ” می نامند و معنی آن دشتی است که از مناطق همجوار پایین تر است. شهر خوی در سرزمین نسبتا پستی قرار گرفته است، ارتفاع متوسط جلگه ای که خوی در آن واقع شده در حدود ١١٠٠ متر می باشد که از همه جلگه های مجاور حتی از دریاچه اورمیه نیز پستتر است. پستی جلگه مزبور و دور بودن آن از دریاهای بزرگ سبب تغییرات ناگهانی در هوای آن می گردد. مقدار باران شهرستان خوی نسبت بسایر نقاط آذربایجان بعد از اورمیه در درجه دوم قرار گرفته و هوای شهرستان خوی اغلب مه آلود می باشد. (هوای قسمتهای کوهستانی و مرزی شهرستان خوی سردسیری و قسمتهای داخلی و جلگه ای آن معتدل و مالاریایی است).

٢-خوی کلمه ای ترکی به معنی مکان جدا و محل حفاظت شده از باد است و این با طبیعت آن یعنی کوههائی که حصاروار این شهرستان را فراگرفته اند همخوانی کامل دارد. کوههای مهم شهرستان خوی که بخط مستقیم در امتداد قله باشکوه و پربرف آغری داغ (آرارات) قرار دارند عبارت است از قله آدرین، کوههای مرزی قطور بنام سلطان سورا، قوچ داغ، کهیر، هران و کوه چله خانه. وجود کوههای حصار مانند فوق مانع نفوذ بادهای سرد زمستانی است و بالنتیجه هوای شهر خوی نسبت به بعضی از شهرستانهای آزربایجان چون تبریز و اورمیه در تابستان گرمتر و در زمستان معتدل تر است. یکی از علل بارانی بودن شهرستان خوی، وجود کوههای بلند مذکور است که در مقابل بادهای رطوبی قرار گرفته و با سرد کردن هوای مجاور و تمرکز بخار آب، شرایط اشباع شدن را فراهم می سازند.